خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )

852

نهج البلاغة ( فارسى )

10 - از نامه‌هاى آن حضرت عليه السلام است نيز به معاويه ( كه در آن از كردار زشت او را سرزنش نموده و اندرز داده و ترسانده است ) : 1 و چه خواهى كرد زمانيكه از ( پيش روى ) تو برداشته شود پرده‌هاى دنيايى كه در آن هستى كه خود را ( براى دنيا پرستان ) به آرايش كردن خوش نما جلوه داده ، و به خوشگذرانيش فريب داده ، ترا ( به دوستى خود ) دعوت نموده پذيرفتى ، و پيشروت گشت دنبالش رفتى ، و به تو فرمان داد پيروى نمودى ( خلاصه چه خواهى كرد با مرگ و عذاب و كيفر گناهان ) 2 و نزديك است نگاه‌دارنده‌اى نگاهت دارد ( مرگ رسيده آگاهت سازد ) بر چيزى ( عذاب و كيفرى ) كه نجات دهنده‌اى نتواند رهايت نمايد ، پس ( با اين پيشآمد سخت از هواى نفس پيروى نكرده ) از اين كار ( ادّعاى خلافتى كه لايق آن نيستى ) دست بردار ، و خود را براى روز حساب و باز پرسى آماده ساز ، و براى آنچه به تو مى رسد ( مرگ و سختيهاى بعد از آن ) دامن به كمر زن ( چالاك شو ) و گمراهان ( مانند عمرو ابن عاص و مروان ) را به گوش خود توانائى مده ( سخنانشان را گوش نداده پيرو دستورشان مباش ) و اگر چنين نكنى ( اين اندرز را نپذيرى ) ترا به آنچه كه از خود غفلت دارى آگاه سازم ، تو فرو رفتهء در ناز و نعمتى ( نعمت ترا سركش گردانيده و از اينرو ) شيطان در تو جاى گرفته ، و به آرزوى خود رسيده ، و روان شده است در تو مانند روان شدن جان و خون ( چنان بر تو مسلّط است كه كارى نكرده و سخنى نگويى مگر بدستور و فرمان او ، پس از اين در سرزنش او مى فرمايد : ) 3 و شما ( بنى اميهّ ) اى معاويه كى لياقت حكمرانى رعيّت و زمامدارى مسلمانان را داشتيد بدون سابقهء خير و نيكوئى و بى دارا بودن بزرگوارى و ارجمندى ( پيش از اين در امرى